احمد بن محمد حسينى اردكانى
428
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
سوم آنكه اگر نفس جوهر باشد علم به جوهريّت آن بديهى و بدون كسب حاصل خواهد بود . و جواب : از اوّل در مبحث تلازم هيولى و صورت مذكور شد . و جواب : از ثانى آن است كه مزاجى كه علّت معدّهء نفس است براى فيضان نفس بر مادّهء مستعدّه غير از مزاجى است كه نفس قيّم و حافظ آن است . و جوابش : از ثالث آن است كه شيخ ذكر كرده است كه ما از نفس نمىشناسيم مگر همين كه مدبّر بدن است ، و امّا ماهيّت آن مجهول است ، و جوهر ذاتى آن ماهيّت است ، نه ذاتى آن مفهوم . « 1 » فصل سوم در ذكر قواى حيوانيّه بر سبيل اجمال در كتاب شفا مذكور است كه براى نفس حيوانيّه ، به قسمت أولى ، دو قوّه است ، محرّكه و مدركه . و محرّكه بر دو قسم است ، يكى باعث بر حركت است و ديگر فاعل حركت . و معنى باعث بر حركت آن است كه علّت غائى حركت است . و اين باعثه همان قوّهء شوقيّه است كه به قوّهء خياليّه متّصل است . و چون در آن صورت مطلوب يا مهروب عنه متصوّر گردد قوّهء محرّكهء ديگر را بر تحريك مىدارد . و براى آن دو شعبه است ، يكى كه موسوم است به قوّهء شهويّه ، و آن قوّهاى است كه منبعث براى طلب لذّت است . و ديگر قوّهاى است موسوم به قوّهء غضبيّه كه انبعاثش براى دفع مفسده و طلب غلبه است . و قوّهء فاعله قوّهاى است كه انبعاثش در اعصاب و عضلات است كه او تار و عضلات به خلاف جهت مبدأ مىرود . و امّا قوّهء مدركه نيز بر دو قسم است ، قسمى خارجى و قسمى داخلى . و قسم خارجى حواسّ ظاهره است كه عدد آنها يا پنج عدد است يا هشت ، سمع و
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 42 - 46 .